در تلاطم نگاه شب زير پرچين ماه
ساده ترين اتفاق منم وسخت ترين معماي حل نا شده شب

نوشته شده توسط تکتم در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 10:36 موضوع | لینک ثابت
شايد خيلي دوراست ياداولين نگاهم كه باآتشفشاني ازجنس مردمكي سرخ ؛تلاقي كرد.
چشماني مهربان كه آرام مي نمود.
شاید چشمانت مي شنيدند گفته هايي راكه ازذهنم ميگذشت.
شايدهم فقط گاهي جوابي ازايشان مي شنیدم
من زبان نگاهت رانمي فهمم؛اي همه كلامهاي زنده اي كه هيچكدامشان رانبوئيده ام.
براي نگاهي مي نويسم كه نمي دانم مي تواند دوست داشته باشد؛متنفرباشد يا.....
پيش از اين خيال مي كردم خواندن همين ؛آب باباهاست.امااينها ساده ترينند.
پايِ پيمودنِ سنگينترين راه را ندارم.
نوشته شده توسط تکتم در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 18:8 موضوع | لینک ثابت
برای من
دوست داشتن ،آخرین دلیل دانایی است
اما ،هوا همیشه آفتابی نیست
عشق ،هميشه علامت رستگاري نيست
ومن گاهي اوقات مجبورم
به آرامش سنگ حسادت كنم
چقدر خيالش آسوده است
چقدر تحمل سكوتش طولاني است
چقدر....
نوشته شده توسط تکتم در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 16:23 موضوع | لینک ثابت
خدا این جاست
سهراب را پشت همان گل سرخ "جا بگذاریم
خدا با ماست
تا دلمان وا پس نرود
تنگ نشود
تا مثل بادبادک نترکد
تا مثل بغض نگیرد
تا هوای رفتن نکند
تا برای دیر رسیدن بهار شور نزند
تا از سرمای خلوت نلرزد
خدا با ماست....
نوشته شده توسط تکتم در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 13:1 موضوع | لینک ثابت
من يك شهريار شناسم

بينندگان تلويزيون هر هفته جمعه شبها شاهد پخش سريال «شهريار» به كارگرداني كمال تبريزي هستند.تبريزي در اين كار با ظرافت والبته هنرنمايي و بازيگرداني پيام دهكردي از يك نا بازيگر والبته هنرمند، «شهرياري دوست داشتني» ساخته است.به اين بهانه با «اردشير رستمي» كاريكاتوريست و بازيگر نقش «شهريار» كه خودش مي گويد، بازيگر نيست و حرف خاصي براي گفتن ندارد، گفتگو كرده ام بخوانید...
ادامه مطلب....
نوشته شده توسط تکتم در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 11:43 موضوع | لینک ثابت
ماه اگر می خندید،شبیه تو می شد
تو همان حس را بر می انگیزی ــ
حس چیزی زیبا اما ویرانگر .
شما هر دو وامگیران بزرگ نور هستید.
دهان گرد ماه غمخوار دنیا ، و مال تو بی خیال است.
نخستین موهبت تو سنگ کردن همه چیز است.
من در آرامگاهی بیدار می شوم ــ تو این جایی
به دنبال سیگار می گردی،
تقه بر میز مرمرین می زنی ،
به کینه توزی یک زن، اما نه چندان دستپاچه،
مرده ی آن که پاسخی دندان شکن بدهی ــ
ماه هم بندگانش را خوار می کند
اما در هنگام روز مسخره است.
از سوی دیگر ،ناخشنودی های تو
با نظمی عاشقانه از درز صندوق پستی وارد می شود
سفید و خالی،گسترنده مثل گازهای سمی.
هیچ روزی ایمن از اخبار تو نیست
که اگر در آفریقا هم باشی، باز هم در فکر منی.
نوشته شده توسط تکتم در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 14:10 موضوع | لینک ثابت
حالادیگرسالهاست که مدیری سرقفلی شبکه سه شده است اوامسال با ساخت سریال "مرد هزارچهره"درسکوت خبری کامل ظاهرا سعی داشت برنامه ای کاملا متفاوت ارائه دهد كه از قضا موفق هم شد.اودراین کارهم به مانند سریالهای گذشته تقریبا ازعوامل وگروه ثابتي به مانند قبل استفاده کرد.انسجام او در بخش نویسندگی بیش ازدیگراعضاء به چشم می آید که این انسجام خود از رموز موفقیت اوست.
اواين باردر سريال"مرد هزار چهره" با نشان دادن شخصيت هايي البته غلو شده ،توانست بار ديگرسريالي ديديني ولبته در خور توجه بسازد. به تصوير كشيدن شخصیت های خنده دارکه برخلاف تصور رایج کمدی، لزوما چندان ابله هم نبودند وحتي گاهی بیش از اندازه زرنگ هم می شدند.شخصيتهايي شايد فانتزي ولي با لايه هايي رئاليستي.
مديري در اين كارهم توانست با گرفتن بازي هايي يكدست وكنترل شده ريتم قصه را در طول كارحفظ كند وبراي چندمين بار نظرمخاطبان واهل فن را به خود جلب كند.
داستان "مرد هزار چهره"برخلاف پروژه های قبلی مهران مدیری کاری داخلی نیست وچندان از فرمول مرسوم ومعمول کمدی های تلویزیونی آپارتمانی پیروی نکرده است.
او در بکار بردن لوکیشن های متعدد،بازیگران وهنروران زیاد که بخاطر ورود وخروج کاراکتر اصلی داستان به چندین موقعیت ،کلیت اصلی داستان و....نشان داده که احتمالا ابداع کننده شیوه خاصی در ارائه اینگونه از سریالهاست.مدیری در "مرد هزار چهره"ونه به مانند سریالهای قبل شیوه خاص ومتفاوت را بنیان نهاده که این تفاوت بیشتر در مرحله نوشتن سريال ایجاد شده است.
مسعود شصت چی آدم بدشانسی است که در موقعیت های مختلف قرار می گیرد ،آدمی که به صورت خیلی مضحک با افرادی از قضا مشهور وسر شناس اشتباه گرفته می شود ودر اين ميان ناچار به انجام کارهایی می شود که اطرافیان به خاطر تعاریف نابجا وبی موردشان ، ازاو که یک کارمند ساده بایگانی است مردی "هزارچهره"می سازند.
شصت چی فردی است آداب دان ،مقرراتی وکم رو که حالا با روبه روشدن با آدمهای مختلف اعتماد به نفس عجیبی به دست آورده و خودی نشان می دهد.
مدیری دراین کاربیش ازهمه وقت بسيار موشكافانه،ريزوجسورانه روابط ومعضلات اجتماعي را بررسي مي كند.
نکته اصلی وجالب داستان وجود فلاش بک های است که درطول داستان اتفاق می افتد ودرواقع خمیر مایه اصلی است که بخش زیادی از سریال درهمین فلاش بک ها هم می گذرد.
اما متاسفانه تعدد موقیعتها باعث شده که در خیلی از قسمتها کار منقطع شود وحس مخاطب از دست برود.
"مرد هزار چهره" مثل کارهای قبلی مدیری نیست حالت نمایشی چندانی ندارد وبه اصطلاحی پلاتویی نیست.این سریال خلاف کارهای قبلی این کارگردان بازیگر محور است و مدیری که در کارهای قبلی اش نقش کوچکی داشته وبیشتر تمرکزش را بر روی کارگردانی قرار داده بود این بار با قبول نقش اصلی ومحوری به جز کارگردانی عهده دار کلیدی ترین نقش داستان است وداستان بر محور او می چرخد.
" مرد هزار چهره "نه به مانند سریالهاي معمول ومشابه كه چندان توجهی به عوامل پشت صحنه نمی شد با تیتراژ زیبایش که خود از نقاط قوت وقابل توجه این سریال محسوب مي شود به شیوه اي بسيار زيبا توانست در فضاي كلي داستان(دادگاه)معرفی جامع وكاملي از بازیگران وبخصوص عوامل پشت صحنه داشته باشد.
نوشته شده توسط تکتم در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 14:51 موضوع | لینک ثابت
وحالا سالهاست كه نوروز به جز زيبايي هاي بصري وگل وسبزه و...يك چيز ديدني وسرگرم كننده دیگری هم دارد.بله منظورم همان سريالهاي ريزو درشتي است كه هر ساله از شبكه هاي مختلف نمايش داده مي شود.پيش از سال مطلبي نوشتيم ونوشتند به نام ماراتن نفس گير يا همان تلويزيون در تسخير بزرگان .
بله تلويزيون امسال هم در شبكه هاي مختلف خوشبختانه توانست تا حد زيادي نظر بينندگان ومخاطبان را جلب كند.سر وقت پخش شدن سريالها،هم زمان نشدن زمان پخششان(البته فقط در روزهاي اول)از نقاط قوت برنامه هاي ويژه امسال بود.

شبكه اول وسريال smsيا همان پيامك از ديار باقي يك كار كلاسيك ديدني.هر چند در قسمتها وبخشهايي كارگردان ونويسنده عزيز برداشتي آزاد داشتند بر سريال مسافري از هند ولي خب از حق نگذريم كار بدي نشده بود.هيچ فكر نمي كردم حامد كميلي بعد از سريال اغماءبتواند در قالبی جديد وجالب ظاهر شود او با بازي در نقش حامد نشان داد كه اگر گير كارگردان بدرد بخوري بيفتد مي تواند از او بازيگري صاحب نام در عرصه طنز بسازد.كساني هم مثل رضا شفيعي جم،محمد رضا شريفي نيا ،حميد لولايي هم كه قبلا خودشان را در اين زمينه ثابت كرده بودنند.

شبكه دو وسريال نشاني هر چند با موضوعي كليشه اي وقديمي ولي كار گرداني نو با لايه هايي طنز هم توانست ساعات خوشي را براي بينندگان اين شب كه فراهم كند.آتنه فقيه نصيري بعد از سالها وبعد از سريال "خانه سبز"نشان داد كه نه،هنوز هم بازيگر با استعداي است ودر صورتي كه مايه بيشتري از خود بگذارد وزحمت بيشتري بكشد شاید فراموش نشود.
و شبكه هميشه پر سرو صداي سه.مديري امسال هم مثل هميشه غوغا كرد ونشان داد كه هيچ وقت تكراري نيست وهر بارموضوعي جديد براي ارائه دارد.قالبي جديد،داستاني نو،بازيگراني حرفه اي ،متني دوست داشتني وحركتي جسورانه و...همه وهمه سريالي را ارائه كرد كه هر چند با اعتراض بعضي از سازمانها ومحافل رو به رو شد ولي مثل هميشه بيننده پسند بود.او با" مرد هزار چهره" نشان داد كه احتمالا با ید در آینده شاهد شیوع سبكي جديد در عرصه طنز باشیم.واین شاید همان طنز واقعی باشد.

واما شبكه پنج وسريال قرار گاه مسكوني بی مزه.به نظرم رضويان هم اگر مثل سروش صحت لطف کند وفقط يك بازيگر باقی بماند بهتر است .متاسفانه سيد جواد رضويان با تمام تلاشي كه به خرج داده بود نتوانست کاری بدرد بخور بسازد.هر چند كه فضاي كارش جديد بود ولی حرفی برای گفتن نداشت.
نوشته شده توسط تکتم در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 17:2 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
من شاید؛ امضای همه تعهدنامه های لبخندباشم.
درست همان روزی که متولد شدم مي شكفم.
شايد لحظه اي كه سكوتي آرام را با فريادم كه هزاران معنا دربرمي گيردمي شكند.
نوپايي كه دربدو ورود به سرسوزني به نام دنيا؛ تنها معني ژرف لبخند را مي داند وبس .
من ؛ردپاي انگشت اشاره اي هستم كه روبه آينه خود را مينگرد.
تکتم
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
رضا استادي
حبيب قاآني
افشين رضايي
علي جعفري
نغمه ناجور
يك فريم زندگي
بلوريان
زمانيان
معصومه
جواد اشكذري
آينه هاي ناگهان
احمدي فرد
حلقه سه شنبه
یک روزنامه نگار آماتور
ايمانا
خودم
پاژينه
م مثل ماهي
مينو
يونان
صبح بخير
صراف
ورود ...ممنوع
شيرين- تلويزيون
سوفيا
سايه
ما همه بازيگريم
روزنامه نگار
سيما فيلم
چیزهای پراکنده
كوچه خوشبخت
کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود
ترانه
فرشيد منافي
پارازيت
بيد مجنون
ستاره زد....
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY