غیبت تو
از مرگ من می گذرد
در این بازی
هیچ رمزی
هیچ جانشینی وجود ندارد
چاقو به هدف اصابت کرده است
فرانسس هاروویتز
نوشته شده توسط تکتم در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 14:23 موضوع | لینک ثابت
گفتگو با رامين راستاد بازيگر مجموعه"مثل هيچ كس"
كاظم جذاب ترین شخصیت سریال است

رامين راستاد بازيگر نقش "كاظم در سريال "مثل هيچ كس" در خصوص اين
نقش وهمكاري اش با برزيده به خبرنگار ما گفت: كار كردن با برزيده برايم
غنيمتي بود.او جزوآن دسته از كارگرداناني است كه بازي ها را خوب مي
شناسد.با بازيگرش تعامل دارد وارتباطش با بازيگرهابيشتر از يك كارگردان
است .وي در خصوص دلايل قبول نقش كاظم گفت: به نظرم كاظم بدمن
داستان نيست او شخصيت خاكستري دارد وبرايم فاكتورهاي لذت بخش
زيادي داشت كه بعد از خواندن فيلمنامه متوجه شدم حتي كاظم تاثير
گذارترين نقش "مثل هيچكس "است.او به راحتي يك خانواده گرم را به هم
ميريزد و بين آنها نفاق مياندازد. وجهي كه برايم جالب بوده، اين است كه
مابهازاي كاظم را زياد ديدهام و تقريبا در تمام خانوادهها چنين شخصيتهايي
وجود دارد. وي افزود:كاظم از آن نقشهايي با شناسنامه ي كاملي بود كه
آقاي محلوجيان خوب به آن پرداخته بود.من براي پيدا كردن شناسنامه اين
آدم دچار مشكل نشدم چون آمهايي مثل او در صد نسبي از كل خانواده ها
تشكيل مي دهند رامين راستاد در درباره اين نقش و تفاوت آن با «خسرو» در
«زير تيغ» با توجه به اينكه نويسنده هر دو سريال يكي است، گفت: من
تصور مي كنم چون خسرو زير تيز تاثير زيادي بر روي بيننده وحتي گاهي بر
روي همكاران خودم گذاشته اند اين دو نقش را شبيه به هم مي بينند در
حالي كه در سريال «زير تيغ» شرايط اجتماعي و فقر باعث شد كه خسرو
به دنبال حق خود به شكل ناجوري باشد، وگرنه من او را چندان
مقصرنميدانستم. اما كاظم آدمي است كه از هر تلاشي براي برهمزدن
خانوادهي «داداشي» كه به اتحاد در تمام بازار مشهور است، دريغ
نميكند. راستاد در پاسخ به اين پرسش كه آيا كاظم همانند خسرو متحول
ميشود گفت: كاظم هم به نوعي متحول مي شود ولي متاسفانه خيلي
دير او تا آنجا كه ميتواند زهرش را ميريزد، اما به نوعي با بزرگي
«داداشي» و خصوصيات خوب آن خانواده پشيمان ميشود اما از هيچچيز
براي از بينبردن كانون خانواده دريغ نميكند. اين بازيگر در ادامه در خصوص
شيوه ساخت كارهاي مناسبتي وشرايط توليد آن گفت: اصولا عجله در
ساخت كار را با مشكل مواجه مي كند.وقتي قرار باشد اين گونه كارها
ساخته شود ماراتني اتفاق مي افتد كه بعادآن عجله و مشكلاتي كه براي
اينگونه كارها پيش مي آيد به خوبي مشهود است. يك ازمشكلات اينگونه
كارها در دست نداشتن فيلمنامه كامل است كه اگر كليت فيلمنامه آماده
باشد و نويسنده و كارگردان هم به اندازهي كافي به قصه اشراف داشته
باشند، بازيگر ميتواند خودش را به آنها بسپارد و اعتماد كند. راستاد در پايان
با بيان اين كه «آن چه از كامل بودن فيلمنامه اهميت بيشتري دارد و به بدي
در سريالهاي مناسبتي جا افتاده اين است كه در اين قبيل مجموعههاي
مشكل كمبود وقت وجود دارد.» كه فكر مي كنم به جز كار ما بقيه سريالها
اين مشكل را داشتند،چون مسلما هر اندازه هم كه كارگردان و عوامل فني
تبحر داشته باشند و بازيگران با تجربه باشند باز هم ساخت سريالهاي
مناسبتي به دليل كمبود وقت با مشكل مواجه خواهد بود.
نوشته شده توسط تکتم در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 15:11 موضوع | لینک ثابت
بايد تحمل کرد
ما هميشهی خدا يک خوابِ خوشِ دلنشين کم داريم
مثل دريا که "هميشه خوابش آشفته است"
ما به هر چه که بايد ، مجبوريم!
يا هرچه که بیچراغ ...
گاهی اوقات بايد تحمل کنيم
حالا چه عادتِ عريان ، چه اشتباهِ پُرسايه!
نوشته شده توسط تکتم در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 ساعت 11:49 موضوع | لینک ثابت
پلان اول:
هر ساله تلويزيون به مناسبتهاي مختلفي چون ، ايام ماه مبارك رمضان ، تعطيلات
تابستان،تعطيلات نوروزي يا... برنامه ها وسريالهاي مختلف ومتفاوتي را كه با حال وهواي اين
ايام هماهنگ باشد را تدارك مي بيند. برنامه هايي با موضوعات آموزنده ،طنز يا...كه بتواند
حداقل دقايقي چند ،بيننده را روبه روي تلويزيون بنشاند ولبخندي هر چند اندك بر لبان او
بنشاند .امسال هم تلويزيون از قاعده هر ساله تبعيت كرده ودر چهار شبكه اصلي سريالهايي
را با موضوعات متفاوت تدارك ديده است.
(كات)
پلان دوم – رمضان سنه 1429: هر ساله با نزديك شدن به اين ايام همه گوشهايمان را تيز مي
كنيم تا ببينيم كه كارگردانان برگزيده امسال براي ساخت سريالهاي ماه رمضان چه كساني
هستند .چون تقريبا مي شود با شنيدن نام هر كدام ازآنها به راحتي حدس زد كه امسال بيننده
چه سريالي وبا چه حال وهوايي هستيم.قبل از رمضان وبا اعلام فهرست كارگردانان منتخب
وجود نام كسي چون رضا عطاران مثل هميشه شادي آفرين بود .وتقريبا مي دانستيم كه
حداقل در يكي از شبكه ها بيننده يك سريال "طنز" هستيم. در واقع عطاران براي همه ما
مساوي است با يك سريال قوي با حال وهواي طنز كه در يك فضاي رئال اتفاق مي افتد. ولي
اين بار "بزنگاه" نه تنها نقد رفتارهاي اجتماعي نيست كه صرفا به تصوير كشيدن موضوعي
نخ نما شده به بدترين ولوث ترين شيوه ممكنه است. وبه نظر مي آيد عطاران ،بيشتر خواسته
شوخي كند وقصدي در به تصوير كشيدن موقعيت آدمهايي كه به قول خودش به خوبي آنها را
مي شناسد، نداشته است. و به نظر مي آيد كه او دربزنگاه بيشتر به بازيهاي بازيگران در
موقعيت ها وابسته است تا به نوشته يا متن سريال."بزنگاه" با پرداختن به جزئيات ودور شدن
از كليتها كه ويژگي هميشگي كارهاي عطاران است ،داستان را كش دار كرده وخسته كننده
كرده است، به طوري كه براي نشان دادن يك اتفاق كوچك وگاهي هم كم اهميت والبته
تكراري(استراحت نادر ودرسا در اطاق آقا جون و....)يك پلان از كل داستان زا به آن اختصاص
داده است.
پلان سوم- دقايقي بعد از افطار، رو به روي تلوزيون: تقريبا همه بينندگان مطمئن بودند كه
امسال هم در پروژه جديد عطاران با آدمهاي مختلفي رو به رو مي شوند كه به مانند
كاراكترهاي قبلي عطاران كه معمولا گريم ولباس خاصي ندارند سرگرم خواهند شد ولي مي
بينيد كه اين اتفاق نيفتاده است.

آگهي بازرگاني: بزنگاه ضعيف ترين كار عطاران
پلان چهارم – كاراكترهاي هميشگي: ظاهرا عطاران با كمبود كاراكترو شخصيت در اين كار
مواجه شده وبنا به دلائلي كه بعدا ذكر خواهم كرد نتوانسته بازي هاي متفاوتي از بازيگرها
بگيرد. آدمهاي قصه او هميشه شخصيتهاي ساده و دوست داشتني بوده اند كه صفاي
رفتارشان صفاي قصه بود. عطاران معمولا ودر كارهاي قبلي اش هم يا در نقش معتاد ظاهر
مي شده يا دزد واين بارهم در قالب نقش معتادي فربه وشيك پوش ، كه به جز در دست
داشتن آلات وادوات يك معتاد ، مشخصه ديگري ندارد بدترين نقش اين سالها را در كارنامه
كاري اش ارائه داده است. بازيگري كه اين بار ،براي خنداندن تماشاگرش از روشهاي تكراري
ونخ نما استفاده كرده است . ولي درمقابل او رضا نيك خواه بعد از سالها غيبت نقشي تازه
ودوست داشتني را به تصوير كشيده است،كسي كه قبل از هر حركتي ،نام وفاميل او
(توفيق اجباري) بيننده را مي خنداند،هر چند بازي او به شدت بيننده را به ياد كاراكتر "مراد" در
جايزه بزرگ مي اندازد ولي با كمي اغماض مي شود گفت از ديگر كاراكترها يك سرو گردن بالا
تر است .در اين ميان وبعد از سالها بي خبري از فعاليتهاي تصويري وتلويزيوني مرجانه گلچين
، با اعلام اسم او در رديف بازيگراني چون لولايي وعباس صادق همه منتظر بازي خاص
،كاراكتري نو از او بودند ولي به نظر مي آيد "بهجت"همان عمه گلچهره كوچه اقاقيا است .تك
خواهري ساده اي كه نه بازي طنز كه بيشتر بازي اش به طرف كميك رفته است . يا حميد
لولايي كه ملغمه اي از شخصيتهاي ترش وشيرين وخانه به دوش را به تصوير كشيده است.
پلان پنجم- آب از سر چشمه گل آلود است: به گفته صاحبنظران ودست اندركاران در هر كار
نا مطلوبي مشكل با فيلمنامه ضعيف است. يعني در نظراول وبعد از تماشاي سريالي كه
دلچسب نيست همه ذهنها معطوف به فيلمنامه ضعيف مي شود وبه اصطلاح كاسه كوزه ها
سر نويسنده مي شكند. چه اينكه در صورتي كه پروژه اي ،از وجود نويسنده اي توانا بهره
برده باشد مي توان به پنجاه درصد موفقيت داستان اطمينان داشت.واين مسئله بارها به عمل
ثابت شده است .موفقيت مجموعه هايي چون خانه بدوش،متهم گريخت يا كوچه اقاقيا كه
خود عطاران نويسندگي آن را برعهده داشت، ثابت كردند كه در صورتي كه نوشته خوبي به
دست اين كارگردان (عطاران) برسد، او با همراه كردن خلاقيتهايش مي تواند كاري در خور
توجه و موفق بسازد.دقيقا عكس اين قضيه امسال ثابت شد و نوشته هجو گونه"سروش
صحت"كار دست عطاران داده است.
آگهي بازرگاني: نمي دانم ،نمي شود سروش صحت نويسندگي را هم مثل
كارگرداني بي خيال شود؟!
نوشته شده توسط تکتم در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 ساعت 15:19 موضوع | لینک ثابت
گفتگو با سيروس مقدم كارگردان مجموعه تلويزيوني « روز حسرت »
موضوعات ماورايي، مخاطب را خسته نمي كند

اگر به خاطر داشته باشيد سال گذشته در همين ايام شاهد پخش سريال «اغماء» به كارگردان
«سيروس مقدم» بوديم.
مقدم حالا ديگر سالهاست كه يكي از كارگردانان ثابت مجموعه هاي ماه مبارك رمضان است. او اين روزها
با بيش از نوزده ساعت كار و روزي پانزده دقيقه ضبط مفيد مجموعه"روز حسرت" كه اين شبها از شبكه
اول سيما به روي آنتن مي رود سخت مشغول كار است و به قول افشين سنگ چاپ دستيارش، حتي
وقت سر خاراندن هم ندارد، ولي امسال هم با همكاري وهماهنگي سنگ چاپ ولطف هميشگي مقدم
در بين پلانها فرصت كوتاهي دست داد تا دقايقي با او باشيم .
نوشته شده توسط تکتم در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 ساعت 12:58 موضوع | لینک ثابت
قول دادم هنگام شنیدن نام تو باوقار باشم
خواهش مي كنم از قول من بگذر
هر وقت نام تو را شنيدم
مثل پيامبران صبور بوده ام تا فرياد نزنم !
نوشته شده توسط تکتم در شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 14:16 موضوع | لینک ثابت
افسوس كه شهرها سريعتر از قلب آدمي تغيير مي كنند.

بودلر
نوشته شده توسط تکتم در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 15:47 موضوع | لینک ثابت
رها کردن ،
همْمعنیِ ناامیدی نیست!

رها کردن ،
در قبولِ آنچه هست رُخ میدهد!
شناختنِ این که حقیقت
دگرگون میشود یا نه،
دومین قدم است
در جادهی رها کردن ...
نوشته شده توسط تکتم در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 16:11 موضوع | لینک ثابت
آه خواب ، آه خواب آرام ، پرستار مهربان طبیعت ، من چه گونه تو را
به وحشت انداخته ام ، که تو دیگر پلک های مرا سنگین نمی کنی
وحواس مراغرق در فراموشی نمی سازی؟
هنری چهارم ، بخش دوم ، پرده سوم ، صحنه اول
نوشته شده توسط تکتم در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 3:49 موضوع | لینک ثابت
گاه يک ستاره
يک ستاره گاهی
میتواند حتی در کفِ يک پيالهی آب
خوابِ هزار آسمانِ آسوده ببيند!
آن وقت تو میگويی چه ...؟
میگويی يک آينه برای انعکاسِ علاقه
کافی نيست!؟
نوشته شده توسط تکتم در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ساعت 12:56 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
من شاید؛ امضای همه تعهدنامه های لبخندباشم.
درست همان روزی که متولد شدم مي شكفم.
شايد لحظه اي كه سكوتي آرام را با فريادم كه هزاران معنا دربرمي گيردمي شكند.
نوپايي كه دربدو ورود به سرسوزني به نام دنيا؛ تنها معني ژرف لبخند را مي داند وبس .
من ؛ردپاي انگشت اشاره اي هستم كه روبه آينه خود را مينگرد.
تکتم
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
رضا استادي
حبيب قاآني
افشين رضايي
علي جعفري
نغمه ناجور
يك فريم زندگي
بلوريان
زمانيان
معصومه
جواد اشكذري
آينه هاي ناگهان
احمدي فرد
حلقه سه شنبه
یک روزنامه نگار آماتور
ايمانا
خودم
پاژينه
م مثل ماهي
مينو
يونان
صبح بخير
صراف
ورود ...ممنوع
شيرين- تلويزيون
سوفيا
سايه
ما همه بازيگريم
روزنامه نگار
سيما فيلم
چیزهای پراکنده
كوچه خوشبخت
کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نبود
ترانه
فرشيد منافي
پارازيت
بيد مجنون
ستاره زد....
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY